2777
2789
عنوان

دل شکسته

50 بازدید | 0 پست

مادر شوهرم هر دفعه زنگ میزنه به بهانه های مختلف شروع میکنه ب چرت و پرت گفتن همیشه ی خدا ازم گلگی داره ۸ ساله دلمو میشکنه صدام در نمیاد امروز زنگ زده گلگی ک چرا پسرش نمیره خونش من اصلا خبر نداشتم ک نمیره حالا سرچی نمیره خدا داند ،بعد ب من میگه جادوگر خوشحال باش با جادوهات نمیاد،منم از حق نگذریم جوابشو دادمبهش گفتم همونجایی دعا گرفتم ک تو برای مادر شوهرت میگرفتی 

خدا شاهده کاریش ندارم اصلا تا حالا هم ب شوهرم نگفتم برو نرو بیا نیا،فقط سر اینکه همیشه زخم زبون میزنه خودم رفت و امدمو کم کردم همیشه میرفتم خونشو تمیز میکردم مهمون داشت کمک میکردم خونه تکونی میکردم الان دیگه نمیرم

خسته شدم از حرفاش از کاراش چی کار کنم؟

با این حال باز ناراحتم ک تو عصبانیت کلی حرفای بد بهش زدم ،با اینکه اون هرچی گفت جواب دادم ققط بعد ۸ سال آمپر چسبوندم 

حس عذاب وجدان دارم و از طرفی ام دلم خیلی شکسته 

چون واقعا ادمی نیستم ک یاد بدم به همسرم 

یاد بد خانوادشو بگم 

رب هب لی من لدنک ذریة طیبة إنک سمیع دعا، رب لا تذرنی فردا و انت خیر الوارثین، خدایا به همه ی منتظران فرزند سالم و صالح بده🌺خدایا ازت ممنونم که بعد از 3سال نیم انتظار دامنمو سبز کردی، میدونم خودت نگه دارشی، میسپرمش به خودت سالم بذارش تو بغلم🌺من تورو با وساطتت حضرت محمد و آقا ابالفضل از خدا گرفتم ، میدونم خدا نگه دارته🌺به دنیای ما خوش اومدی یکی یکدونه مامان ۴/۱۳💗💫خدایا شکرت🤲💜
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز