من منظوری نداشتم
همینجوری به ذهنم رسید که چرا باید به یکی کمک کنی فحشت بده مگه طرف عقل نداره
بعد گفتم شاید دلیلش اینکه فهمیده آقا هستین
واقعا منمنظوری نداشتم که شما آقا هستین اینجا اشکال داره
آخه میدونین من یه شب خیلی خیلی خیلی حالم سر یه مسیله داغون بود اونقدر گریه کرده بودم که چشمام باز نمیشد
اینجا گفتم یکم سبک شم
یکی گفت ببخشید من نمیتونم دلداری بدم
یکی گفت چی بگم خیلی سخته
همه حالمو بدتر کردن
یه آقا که خیلی هم آدم درست و باخدایی بود( از رو تاپیکهایی که میزد معلوم بود) یه جمله گفت که من واقعا آروم شدم و تا همین امروز با اینکه اون مشکل هنوزم هست دیگه هرگز براش گریه نکردم
فقط یه جمله گفت و منو به خدا وصل کرد
هر جا هست خدا پشت پناهش باشه
خدا همه آرزوهاش رو محقق کنه انشاءالله