من تو مسافرتم بعد هر چند ساعت یکی از فامیلا زنگ میزنه میگه فلان چیز برام بیارید الان وضعیت گذاشته بودم بعد پسرعموم مثل داداشمه و ازم کوچیکتره ریپلای کرد... بعد گفت پس برامون سوغاتی نمیاری گفتم هرچی میخوای میارم گف دستبند بیار با خنده گف گفتم اوکی گفت ن بابا شوخی کردم بیاری ناراحت میشم منم با شوخی گفتم ما و شما نداریم دیگه غیر مستقیم گفتی چی میخوای و خندیدم گفت شماره کارت بفرس شاید باهات پول نیس و فلان ولخرجی نکنید… گفتم ن بابا این چه حرفیه مگه چقدر ارزش داره بعد گف چمیدونم حالا فکر کن یه بستنی خریدی بعد منم با شوخی گفتم حالا نفهمیدیم سوغاتی میخوای یا میخوای مسخره کنی و خندیدم گف ن بابا براچی مسخره کنم منم گفتم باش
پسرعموم پسر خوبیه شوخه از قبل اینطور بود باهام هی میخواد حال طرفو بگیره ولی منظوری نداره.
گفتم بپرسم ممکنه از حرفم ناراحت شده باشه چون گفتم مسخره میکنی ؟🤔بعد از یه طرف میگم زشت نیس نیارم چون گف
به مامانم هم گفتم محل نداد گفت شوخی میکنه بابا علکی میگه سوغاتی میخوام من بهشون نبات و زرشک میدم تمام خودشون میرن مسافرت خیلی کم یادمون میکنن.