یه دوست داره از کارای که تو مجردی کرده میگه و ....
راه دور سرکاره الان حدود ۴۹ روزه همدیگه ندیدیم و باید تا دهم شهریور صبر کنم چون اونموقع نوبت دکتر دارم قرار بود آخر مرداد که حقوقش دادن بیاد دیگه من بهش گفتم صبر کن ده روز بعدش بیا با من بیاد بریم دکتر اونم گفت سختمه ولی بخاطر تو قبول میکنم
برا هر دومون سخته اینقدر مدت دور باشیم
حالا امروز به شوخی میگفت من میخواستم آخر این ماه بیام تو میگی صبر کن
منم براش تعریف کردم یه بنده خدایی عقد بوده ۷ ماه شهر دوره مونده و نیومده برا اینکه زودتر پول خونه و عروسی جور بشه ا نم گفت اینا مشکل دارن مطمئن باش یجوری خودش خالی میکنه و حتما با کسی بوده چون هفت ماه هیچ مردی نمیتونه تاقت بیاره حتما میرفته با پولیا
بعد گفت دوستم میگه فلان شهر نرخ بالاس حدود ۱ یا ۱ و خورده ای و ...
عقدیم ما
شوهرمم اصلا اهل این حرفا نیست