من یه نوزاد زیر یک ماه دارم .خیلی سال هست ازدواح کردم اما بنا به دلایلی بچه نمیخواستم ولی در حال حاضر احساس آمادگی داشتم و نینی آوردیم. خیلی دوستش دارم و دوست دارم تا جای ممکن مادر کاملی باشم اما نمیدونم افسردگی گرفتم یا ترس از مسولیت یا ...هرچی که هست خیلی بهم ریختم .دوستم صبورتر باشم اما دست خودم نیست یه بغضی تو گلوم هست که داره میترکه .میگم شکر کن یه نینی سالم خدا بهت داده ،دلدرد و گریه و نفخ و اسن ها رو همه بچه ها دارند میگذره صبور باش اما اما نمیتونم.شما چه احساسی داشتین؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
ما فعلا داریم با مادر نشدن کنار میایم.فقط میتونم بگم لذت ببر ازمادرشدنت خیلیم لذت ببر.خدا منو لایق همچین هدیه ای ندونست ولی حالا ک انقد دوست داشته و یه نی نی خوشگل بهت داده قدر بدون.
من تا دو ماه نمیتونستم اسمشو ب زبون بیارم🤦🏻♀️😂 همش عشم عزیزم مامانم اینا میگفتم ولی اسمشو نه انگار غریبه بود اون اسم برام. عادی میشه هممون این حسو داشتیم بالاخره نزدیک ترین کست ک هسچ شناختی ازش نداری اومده پیشت طبیعیه این حسا
تواگر دغدغهات مردم شام و یمن است/من دلم پیش غریبیست که نامش وطن است🥀🤡مـــــردیم از خوشـــــــی🤡
مبارک باشه ... بعد زایمان بدنت به خاطر بارداری و زایمان ضعیف شده . تازه دوران شیر دهی و مراقبت از نوزاد که کار سختی هست بهش اضافه شده . طبیعی هست حس کنی کم آوردی و احساس خستگی کنی . کم کم که نوزاد بزرگتر بشه دوره نفخ و کولیک و ... بگذره وضعیتت بهتر میشه .