سلام دوستان من ۲۱سالمه و توی دوران مجردی جراحی تورشن تخمدان انجام دادم و الان فقط تخمدان سمت چپ دارم میتونید یه سرچ بزنید که تورشن یعنی چی
۲۸آبان۱۴۰۰عروسی کردم و چون این مشکل رو داشتم از همون اول جلوگیری نداشتم چهارماه بعد با قرص لتروزول باردار شدم و همه چی به خوبی داشت طی میشد سونو ۱۲هفته انجام دادم و دکتر گفت بچت سالمه دو هفته بعدش یهو انگار یه سطل آب ریخت توی شلوارم و من رفتم بیمارستان ازم آمینو شور گرفتن و متاسفانه کیسه آبم بود و فرداش به زور یه سونو پیدا کردم که بهم گفت هیچ آبی دور بچت نمونده و رفتم بیمارستان و سقط😭حمیدرضای من مادرشو تنها گذاشت و من موند و حسرت و گریه هایی که تمومی نداشت و صحنه ای که دیدم پسرم دستاشو گذاشته بود روی چشماش که فکر میکنم میخواست منو نبینه و این منو داغون کرد😭بعد از اون تمام تلاشمو میکردم که باردار بشم تا شش ماه که پریود های نامنظم داشتم رفتم دکتر بهم گفت از این ماه اقدام کن من اومدم شهرمون قرص ویتامین دی و فولیک اسید مصرف کردم بعدش رفتم پیش یه خانم طب سنتی همون ماه با دارو هاش باردار شدم این دفعه رفتم پیش مادرم و خودمو برای خودم استراحت مطلق گذاشتم تنها کاری که تنهایی انجام میدادم سرویس رفتن بود
یه روز نشسته بودم که یهو حس کردم یه آب گرمی از بدنم خارج شد دقیق ۱۴هفته و پنج روز بودم رفتم دکتر یاسوج که بهم توجهی نکردن همون شب رفتم شیراز
تست آمینوشور گرفتن و بله😢باز هم مثبت رضایت به سقط ندادم و گفتم به قیمت جونم بچمو نگه میدارم رفتم زایشگاه و چون دیگه آبریزش نداشتم اومدم بخش نبضم رو گرفتن بهم گفتن استرس داری گفتم آره زنگش زدن آی سی یو گفتن میخوایم مریض بیاریم دوباره اومدن گفتن بهتر شده بره بخش رفتم بخش شش روز بستری توی شهر غریب مامانمو و همسر جلوی در بیمارستان توی ماشین میخوابیدن و هرچی که داشتن رو نذر میدادن من خوش خیال هم دوبار سونو دادم بهم گفتن همه چی نرمال آب دور بچه خوبه فقط هفته ای یک سونوگرافی و یه آزمایش برای جلوگیری از عفونت خون بده و ۳۴هفته بیا برای زایمان منم اومدم دستشویی فرنگی گرفتمو و تخت اینا دیگه بلندم نمیشدم بعد بیست روز ترشحات غلیظم شروع شد و فرداش خونابه هم داشتم😔رفتم شیراز دیگه از جزئیات دردناکش نمیگم به زور رفتم دکتر همه چی پسرمو نشونم داد یهو گفت وااای سمیرا دیدم کیسه آبم و پاهای بچم اومده توی کانال زایمان من رفتم بیمارستان و آمینوشور گرفتن و مثبت و به زور رضایت سقط گرفتن😭😭😭😭لعنت به اون شهر و اون بیمارستان اون شب و اون روز ۲خرداد ۱۴۰۲😭😭😭😭امیرحسینم منو توی شهر غریب تنها گذاشت
میخوام اول آزمایشات سقط مکرر انجام بدم
بعدش برم برای سرکلاژ شکمی
ممنون میشم از تجربیاتتون برام بگید
الهی هیچ خونه ای بدون بچه نمونه خدا دامن همه منتظران رو سبز کنه🙏🙏🙏😭😭😭آه از غم جان سوز فرزند که منو توی ۲۱سالگی ۲۱۰۰۰ساله کرد😭😭😭