برای مهمونی چای که قبلا گفتم رفتم و خب اول که بهم چایی نداد هندونه داد بعد یکم صحبت کردیمو بعد یه چیز بستنی مانند داد بعدش تازه چای رو گذاشت رو دم یه مقدار شطرنج بازی کردیم و به ۴ روش انگلیسی و ۳ روش سامورایی زد زیر باختش در آخر هم بهش قول دادم فیلمش رو ادیت کنم وقتی خواستم بیام گفت ناهار درست کرده ناهارشم که ماکارانی یا شایدم ماکارونی بود که نمکم نداشت ناهار رو خوردیم ظرفاروهم شستیم بعد دوباره یکم صحبت کردیم و در آخر هم گفت که باهاش شب برم بیرون ولی خب کار داشتم گفتم نه اونم نامردی نکر سر ساعت ۳ پایان رسمی مهمونی رو اعلام کرد الانم همو دیشب نامه زده که امروز ساعت ۴ میخواد بیاد خو لامصب رو قهرت بمون حداقل😂😂😂الانم دوباره از نو استرس گرفتم میترسم به تلافی انقد بهش چایی بدم که دیگه از دستشویی نیاد بیرون و البته بدبختانه امروزم کار دارم ولی جدا از کار کلا از بیرون رفتن خوشم نمیاد مخصوصا با دخترا یعنی یه آدامس بخواد بخره کل شهرو براش میگرده بیشتر برای این باهاش نمیرم😂حالا پناه بر خدای یه چیزی برا شام میذارم حالا شاید یکمی فقط یه کوچولو زنگ زدم به رستوران چون رو شام خیلی حساس حالا نمیدونم اون اینطوری یا کلا خانم اینطورین