نه بابا هی میگفت وایسین برم دستشویی .هی کمرم درد گرفت وایسین ی پیاده شم دور بزنم
بیاین بریم فلان پاساژ
بریم فلان رستوران
الان نریم حرم
هیچی دیگه اومد خورد و رفت هزار تومنم خرج نکرد
ی بارم همراهمون اومد تهران عروسی دختر خالم .هزار تومن کادو نداد
موقع برگشت گفت من که هیچی کادو ندادم اومدم خوردم فقط
گقتم پس برای چی اومدی؟اومدی جای منو تنگ کنی ؟
قهر کرده بود میگفت وسط جاده پیادم کنین.پدرمم تهران پارس نگه داشت خودش اومد.پدرم اینقد ناراحت شد از این کارش که هیچی هدیه نداد