سلام شوهرم یه روانی به تمام معناس هر بار با هم بحثمون میشه میخاد زنگ بزنه بابام ولی من نزاشتم دیروز دعوامون شد رفته زنگ زده به بابام بیا دخترتو ببر بابامم هیچی بهش نگفته بود منم امروز خواستم برم بچم شش سالشه همش گریه میکنه میگه تو رو خدا تنهام نزار دیگه خسته شدم نمیدونم چکار کنم
دفعه بعد جدی جدی برو و به بچتم بسپار خون ب جیگرش کنه
کسی جز استارتر منو ریپلای نکنه ....اگه دلتون بحث میخواد یه تاپیک جدا بزنید تگم کنید میام اونجا حسابی از خجالتتون درمیام...گاهی جواب مزخرفات بعضیارو نمیدم ...من همون آدمیم که نه تحصیلات نه معدل الفم تاثیری روی حرف زدنم نذاشته حرفمو رک میزنم حق میزنم میخواد خوشت بیاد میخواد بدت بیاد پشت این کاربری یه آدم بی آزار نشسته که اگه خیلی اذیتش کنید بیفته سر لج باید سفره صلوات پهن کنید تا کوتاه بیاد....اگه ارجاعت دادم به امضام یعنی نه تنها حوصله یاوه گویاتو ندارم بلکه به هیچ جای مبارکمم حسابت نمی کنم ....سعی کن زیاد به پر و بال من نپیچی من اعصاب ندارم یهو میزنم کتلتت میکنم به خود میای میبینی کتلت شدی ...حسن ختام اینکه تضمین میکنم من بی حوصله ترین ادمی هستم که توی عمرتون دیدید...