در جریانید که من به خاطر توهین پسر نه ساله جاری و بی تربیتی دختر هجده سالش .هر جا اونا باشند نمیرم .چه خونه پدر شوهر چه هر جای دیگه
امروز از گلخانه میومدیم من و شوهر و دخترم
شوهرم گفت برم کلید مغازه از برادرم بگیرم زنگ زد برادرش گفت نزدیک م یه جایی قرار گذاشتن .
زیر پا من هم گلدون بزرگ بود ما ماشین پر گلدون بود
اونا پشت ماشین ما نگه داشتن من دید نداشتم به پشت سرم
دیدم دختر جاری اومد احوال پرسی کرد با دخترم حرف زد که معمولی برخورد کردم اصلا گرم نگرفتم خودش هم فهمید
بعد این یرادرشوهر و جاری اصلا نیامدن .انتظار داشتن من برم من م پیاده نشدم
چون هم گلدون بود هم شخصیت خودم مهم تر بود
فکر کردن من همون شخصیت مهر طلب قبلاً هستم