گاهی به این اتفاقات غر میزنم، اما خوب غر زدن نتیجش اینه که سرِ خودم و یه آدمِ دیگه رو درد میارم؛
گاهی نا امید میشم و انگاری دلم میخواد زندگی وایسته و من پیاده شم و دیگه ادامه ندم، اما اینم غیر ممکنه؛
دلداری دادن دیگران هم اصولا دردی رو دوا نمیکنه؛
تهش به داشتههام فکر میکنم، کم یا زیاد فرق نمیکنه، کوچیک یا بزرگ هم فرق نمیکنه، مهم اینه هر چی هستن داشته های من هستن؛