بابام اومد خونه سریع گفت اماده بشین شام خونه فلانی(یکی از دوستای صمیمی بابام) دعوتیم ما اول نمیخواستیم بریم گفتیم اخه زشته سرزده بریم اما زنگ زدن اصرار کردن ک بیایین اقا همه چی داشت خوب پیش میرفت ک یهو پسره دوست بابام از تو اتاق اومد بیرون خیلیی کراش بود به همه سلام کرد به من ک رسید گفت سلام هول کردم گفتم مرسی🙂
یعنی دوست داشتم زمین دهن باز کن من برم توش از خجالت پسره خودش جلو خودشو گرفته بود نخنده قشنگ معلوم بود بعد اومد نت گوشیمو روشن کنم دستم خورد رو فلش چراغ قوه گوشیم تو صورت پسره خورد😔😂
اون فک کردم من ازش عکس گرفتم ابرو برام نمونده عی خدا