از بچگی مثل کارد و پنیر بودیم
همیشه هم اون یکی دنبال این بود که لج طرفشو در بیاره
طوری که تو خیابون همو میدیدیم به رویه خودمون نمی آوردیم
حتا 90 درصده اوقات هم همبازی خوبی نبودیم برای هم
ولی الان چند ساله که بخاطر سن هامونم که شده بهتر با هم رفتار میکنیم
هیچ وقت نتونستم تو چشاش خیره شم و حرفاشو بخونم
چون همیشه میترسم که از چشمام پی ببره به احساساتم
در ضمن خیلی هم مغروره مثل خودم