2777
2789
عنوان

وای ببینین این پسره چقد خسیسه

| مشاهده متن کامل بحث + 906 بازدید | 66 پست
بهتر نیس یبار دیگه باهاش حرف بزنی؟ تو تاپیکای قبلیت الان دیدم که چقدر بخاطر مامانت یا کارات داری اذی ...

درسته ولی ادم از چاله دربیاد بره چاه که بدتره

من الان خودم شاغلم سرکار میرم خونه بابام اگه هر چی هس با منت خرج نمیکنن برام


درسته ولی ادم از چاله دربیاد بره چاه که بدتره من الان خودم شاغلم سرکار میرم خونه بابام اگه هر چی هس ...

اره عزیزم از این جهت هم حق داری..ولی من اینقدر سرکوفت میشنوم همش میگن همسن و سالات بچه دارن ولی تو هنوز هیچی نشدی اینقدر ناراحتم..حالا فعلا یه خواستگار پیدا شده فقط برام دعا کن جوربشه😭❤️

میشه برای حاجت دلم یه صلوات مهمونم کنید مهربونا💚

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من گفتم کافه بریم ولی تمایل نداره انگار  خیلی پارک دوس داره

پارک هیلی خوب نیستا🤣

و جز او پناهی نخواهی یافت ... تاپیک صلوات،چله و ختم قرآن شرکت میکنم تو تاپیک خودم پیام بذارید دعا میکنم نتیجه دیدم ❤️ 
چکار می‌کرد قبل ازدواج؟


امد خواستگاری قرار شد یک ماه صیغه باشیم منو بیرون نمی برد مثلا یه بار خودم پیشنهاد دادم شام بریم بیرون گفت پول ندارم تولدم شد فقط یه دونه کیک گرفت گفتم کادو نگرفتی گفت نه پول ندارم پول کیکم از دوستم قرض گرفتم رفتیم خرید من مانتو بگیرم نمی امد میگفت با مامانت بیا مبادا پول لباسام بده رفتیم خونشون مامانش فهمید ب من لباس گرفته پیش فامیلامون دعواش کرد پسره از اون گوفع به بعد دیگه هیچی نخرید ب من بعدشم که شب قبل عقدم گفت هرچی شاباش گرفتی بیار بده ب من 

اره خسیسه شک نکن شایدم غقیره حب 

📕واقعاً چرا خودتونو از لذت کتاب خوندن محروم می‌کنید؟📕بابا کتاب خودِ درمانه، درد و رنجاتونو از یادتون می‌بره، بغلتون می‌کنه،  حالتونو به طرز عجیبی خوب می‌کنه، همه جا کلی کمکتون می‌کنه چیز کاربردی یادتون می‌ده، باعث می‌شه معمولی نباشید، باعث می‌شه مغزتون خالی نباشه، ارزشمندتون می‌کنه، باعث می‌شه چیزی برای گفتن یا ارائه دادن داشته باشید، لول شخصیتتونو می‌بره بالا تر، کتاب خود مدیتیشنه. ولی مواظب باشید. چون اگه کنارش شمع و عود روشن بشه و یا قهوه و یه نوشیدنی گرم خورده بشه یا بیکلام پلی بشه، احتمال اور دوز از حس خوب ، زیاده.📕 ❤ (کتاب باعث میشه تا رنج ها غمگینتون نکنن ...بهتون کمک میکنن که رنج هاتونو درک کنیدوهوشیار بشید ..!) هرزمان که درد  خیلی کشنده و شدید شود .. فقط مطالعه میتواند چاقوی درد را کند کند ...! (در گرفتاریها ب کتاب ها پناه ببریم )   ❤من تجربه شیرین ترین دوران زندگیم و مدیون همسرعزیزمم که همیشه واسم بهترین رفیق و دلسوزترین همراه بوده خدارو بابت داشتن همسرم و پسرام هزاران بار سجده ❤

وای من یه خواستگار داشتم اینطوری بود خسیس! اصلا نباید صبح میرفتی تموم کن دیگه. 

من با خواهرش در ارتباط بودم بعد خواهر ازم پرسید چرا نه؟ گفتم چون برادرتون خیلی خسیس و هنوز به بلوغ نرسیده یه دختر رو مثل پسرای دبستانی تو پارک نچرخوپه. خوند هیچی نگفت فرداییش پیام داد داداشم اگر اینکارارو نمیکرد الان مثل خیلیا خونه و مغازه از خودش نداشت منم گفتم عزیزم مردای ۳۰ساله تو خانواده ما همه خونه و شاسی بلند و چندپلاک زمین دارن برادر شما ۴۰سالشه هنر نکرده. 

وای من یه خواستگار داشتم اینطوری بود خسیس! اصلا نباید صبح میرفتی تموم کن دیگه.  من با خواهرش د ...

آخیییش خوب جوابشو دادی.تا یاد بگیره با نفر بعدی اینجوری برخورد نکنه

درسته ولی ادم از چاله دربیاد بره چاه که بدتره من الان خودم شاغلم سرکار میرم خونه بابام اگه هر چی هس ...

بدبخت نکن خودت رو . خالم همسرش خسیس ۲۰ساله حسرت همه چیز رو دلش مونده. تو شاغلی و کلی پسر دنبال دخترای شاغل هستن پس خودت رو مفت نده به کسی که از الان برات ارزش قائل نیست

آخیییش خوب جوابشو دادی.تا یاد بگیره با نفر بعدی اینجوری برخورد نکنه

چندماه پسره افسردگی گرفته دوباره قصد ازدواج نداره چون معتقد من از دخترا سیرش کردم. فکر کن مرد ۴۰ساله رو به روت باشه ده بار بپرسی کجا قرار زندگی کنیم میگه هر جا راحت باشم مثلا میخواست بگه گوله نمکم که منم حالش رو گرفتم . واقعا نمیدونم چرا هر کی احمق میاد سراغم .

چرا واقعا وقتی اخلاقش رو دیدی عقدم کردی؟ الان خوب شده؟

صبح عقد خواستم بهم بزنم پاشد مامان باباش و اورد خرم کردن نزدیک عروسیمون هم باز دعوا شد چون پسره میگفت یا عروسی خونه بگیرم یا یه تالار داغون بود اصلا افتضاح میخواست اونجا بندازه منم گفتم عروسی نمیکنم پسره هم برد قایمکی طلاهای منو فروخت با اینکه پولدارن میخواست اعصاب منو خرد کنه نه ادم نشد دارم جدا میشم بعد ازدواجم بدتر شد لامپای خونه رو شل کرده بود من روشن نکنم میرفت واسه خودش خوراکی میخرید بیرون از خونه میخورد ب من نمیگرفت تو این یک سال ازدواجم یه دست لباس نگرفت برام هرچند توی عقدمم کلا خرجم با بابام بود

2790
2778
2791
2779
2792