خواهرم خاب دیده من رفتم مکه وبرگشتم فقط خودش بوده که اومده استقیالم انگار تو ماه محرم بوده و مراسم بوده .بعدش میگه ازت پرسیدم منتظر نیستی کسی بیاد استقبالت گفتم نه و نظری کسی برام مهم نیست
و بعدش یکی از دخترای همسایه گل انداخته دور گردنم گفتم این چیه گردنم دراوردم مسخرم اومده این بوده خابش دیشبم دیده تش