بخدا اعصابمو ریخته بهم .جایی برم با بچه ها نمیسازه زوره.تا مثلا دایی خاله ای دستشو میخواد بگیره مثلا بوسش کنن جیغ میزنه یا برمیگرده بهشون میزنتشون..انگار حوصله نداره..من خودم اعصابم خورد میشه از کاراش مجبور میشم دست روش بلند کنم میدونم کارم اشتباهه ولی هر دفعه میگم دیگه اینکارو نمیکنم ولی باز از بس رو مخمه بندم نمیشه😭😭خیلی لجباز و بهونه گیر شده دیگه حوصلشو ندارم
نه شاید منظورمو بد رسوندم .دخترم برعکس اصلاااااا خجالتی نیست و خیلی با بقیه زودی میخواد ارتباط بگیره ...
حتما با پدربزرگش حرف بزنین.مثل ما که هر کی میخواست بچمونو لوس کنه،محترمانه بهش میگفتیم.
هر وقتم به زور یا لجبازی چیزی میخواد بهش بگین اگه آروم و مودبانه بگی برات انجام میدیم.
اگه همینطور پیش بره،هر چی بزرگتر شه،مشکلاتتونم بیشتر میشه.
حسین جان❤️سلام من بر تو باد در تک تک روزهایی که جهان هست،ماه و خورشید هست،آسمان هست،...امااااا من نیستم😍امام زمانم،اگر مرگ به سراغم آمد و هنوز یکدیگر را ندیده بودیم،فراموش نکن من خیلی دیدنت را آرزو میکردم🥹🌸وقتی غبار فتنه نشست/رحمی مباد بر ستم مزدور جیره خوار کنید👊💪 امروز(۲/بهمن/۱۴۰۲)نگران از دست دادن کاربریم نیستم🍂🍂خدای قشنگم؛خدای من♥️این روزها بیشتر حواست به من باشد!میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم!من هنوزم تو را به نام قاضی الحاجات میخوانم؛حتی اگر همهی التماسهایم را نادیده بگیری...هنوز هم تو را الرحمن الراحمین میدانم؛حتی اگر سخت بگیری...هنوز هم تو همان خدایی! اما من...نگذار که از دست بروم عزیز دلم😍من امیدم به توست...برای دلم امن یجیب بخوان!امن یجیب بخوان تا آرام شود این مضطرب...تا آرام گیرد این قلب نا آرام من...♥️❤️❤️،یادمان باشد که ما خون دادهایم🇮🇷یک بیابان مرد مجنون دادهایم🇮🇷یادمان باشد پیام آفتاب🇮🇷دست نااهلان نیفتد انقلاب🇮🇷هالووین جن میشن،ولنتاین رل میشن،کریسمس مسیحی...محرم که میشه همه آریایی هستن،عرب نمیپرستن😆
اره عزیزم.تو خونه خوبه ولی جایی برم لج میکنه اصلا خجالت نمیکشه که تو روی کسی زشته بخواد خودشو بندازه ...
میدونه من فکر میکنم این مشکل از تو خونه اوج گرفته از محبت زیاد و فراهم بودن هرچیزی براش لی لی به لالاش گزاشتن اینا من خودم هم مشکلم همین بود الان خیلی بهتره
حتما با پدربزرگش حرف بزنین.مثل ما که هر کی میخواست بچمونو لوس کنه،محترمانه بهش میگفتیم. هر وقتم به ...
پدر بزرگشم چند بار گفتیم تا میگیم بهش برمیخوره و میگه پس اگه اینجوره من لوسش کردم دیگه نیارینش پیش من .یا دور روز که نرفت میگه خوب شده خوب تربیتش کردین .خیلی وابسته ان بهم و زود بزود با همو ببینن نهایتش دو روز بشه.اونم از دوست داشتنه ولی خیلی بده اینجوری موندم واقعا
خیلی حسود نیست ولی زوره و کوتاه نمیاد چیزی بخواد.چی بگم بخدا باباشم با این کارش🥺😢
منظورم این که بعد اینکه بچه دوم به دنیا اومد چون مجبوری بیشتر به اون توجه کنی ناخودآگاه ممکن حس حسادت بیاد سراغش اینجوری شما بیشتر اذیت میشی الان قبل به دنیا اومدن کوچولوت فعلا باهاش راه بیا رو تغذیه ش کار کن کتاب و داستان براش بخون بازی های دو نفره مثل منچ و بازیتا و... باهاش بازی کن بزار ذهنش آروووم ش .
میدونه من فکر میکنم این مشکل از تو خونه اوج گرفته از محبت زیاد و فراهم بودن هرچیزی براش لی لی به لال ...
اره بازم به من و همسرم باشه حدشو رعایت میکنیم ولی خونه پدر بزرگش بره دیگه نه هر چی گفت پدر بزرگش میگه چشم و براش انجام میده چون نوه اولمه.و این خیلی بده براش
اره بازم به من و همسرم باشه حدشو رعایت میکنیم ولی خونه پدر بزرگش بره دیگه نه هر چی گفت پدر بزرگش میگ ...
عزیزم اگه من بگم دختر من از سر لجبازی هنوز کامل حرف نمیزنه باورت میشه چندتا دکتر مغز اعصاب بردم چندتا نوار ام ار ای ولی دکترا گفتن سالم سالمه تا روانشناس گفت برای این که بهش توجه داشتی و نزاشتی روی پای خودش باشه و میگه وقتی کسی هست کارای من رو انجام بده چرا به خودم زحمت بدم الان چهارسالشه تازه بابا مامان بیا بده آب آمد یک دوسه و کلمات تکی میگه