حس ششمی نیستم. فنجون چای دستمه با تفاله اش فاال چای گاها میگیرم. برات به نیتت چرخوندم . هد هد یا شانه به سر افتاد که نوید یه سری خبرهای خوب و خوشحالی یا امیدوار کننده برات افتاده که میتونه شاید در رابطه با قضیه احساسی باشه.. قلب افتاد که نشون از دوست داشتن و علاقه ست... اسمی که ع داره مثل علی میتونه در ارتباط باهات باشه... یا از طرف مهر ماهی و یا در ماه مهر برات اتفاقاتی رقم میخوره اینکه چی مشخص نکرده...
کرکس افتاد که مواظب یه ضرر و زیان و هشدار در رابطه با یه ضرر و زیان که نیفتاده که در زمینه مالیه یا احساسی .. که البته شاید میتونه وجود فرد یا افرادی که قصد جالبی در زندگیت ندارند ، باشه.. در زمینه ی یا تحصیلی یا امتحانی آزمونی چیزی یا مثلا در حیطه ی فعالیت اجتماعی مثل به دست گرفتن کار و شغلی برات افتاده که چنانچه همت داشته باشی و تلاش بخرج بدی میتونه که برات راه باز بشه یعنی بستگی به تلاش و سختگیری و پیگیری خودت داره. دیگه همینقدر بود.