فریاد مرا گرچه سرانجام شنیدی
ای دوست ! به داد دل من دیر رسیدی
از یاد ببر قصه ی ما را هم از امروز
درباره ی ما هر شنیدی ، نشنیدی
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن ای چشم
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی
ای نی چه کشیدی مگر از خلق که هر دم
ما آه کشیدیم ، تو فریاد کشیدی
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود؟
خوش باش که یک چند در این راه دویدی