هیچ تمایلی به ادامه زندگی با همسرم ندارم خسته شدم ازش اما هر دفعه میخوام جدا شم من به زور و اصرار و گریه نگه میداره نمیزاره همه چی تموم کنیم یه وقتایی انقدر عصبیم میکنه که با هر چی دستم باشه میزنمش دیشب با شونه زدم دستش خون امد میگه بزن داد بزن ولی بمون احساس میکنم میخواد ترهم ایجاد کنه که نگهم داره ولی من دیگه طاقت ندارم با کوچک ترین مشکلی فکر طلاق به فکرم میرسه چیکارش کنم بیخیال من شه سنشم کم نیست ۳۰ و خورده ای 😬
خب از اول یا مشکل یهو پیش اومده؟و اینکه فقط بی پولی یا از چیزای دیگ ناراحتید؟ .و بنظرم حتی اگر با ی همسر پولدار ازدواج میکردید بازم ممکن بود مقطعی بی پول بشید
طلاق بگیر یه بینوا نجات پیدا کنه، یعنی چی میزنیش؟ اون چه عیبی داره که در مقابلت کوتاه میاد؟ تو فقط میتونی خودتو با چند سال پیش خودت مقایسه کنی ازدواج یه انتخابه نه اینکه بخوای شخصیتیو تغییر بدی