2777
2789
عنوان

یعنی به دل بگیرم یا بزارم پای دردش؟

| مشاهده متن کامل بحث + 188 بازدید | 26 پست

نه ناراحت نشه هم سنشون زیاده هم اینکه آدم یهو ناخواسته یچیزی میگه ولی منظوری ندارن واسه خودمونم پیش اومده .احترامشونو بازم داشته باش.چیزی نگفته ...اگه جای من باشی چیکار می‌کنی خواهر 😂😂😂

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بله من مادر خودمن باشه نمیرم چون بی اندازه دل نازکم و برام پیش اومده حتی پدرم شوخی کرده و من یک هفته ...

والا من خودمم دل نازک وحساسم ولی نه دراین حددیگه،اخه چیزخاصی هم نگفته شاید منظورش پدرشوهرتون‌بوده

با این توصیف هایی که کردی به نظر آدم های بدی نمیان. شاید از رو پیری بی عقلی یه چیزی گفته. به دل نگیر. ولی برای آرامش دل خودت چند روز نرو. 

لینک حذف تاپیک https://www.ninisite.com/discussion/topic/9957916/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9-%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d8%aa%d8%a7%d9%be%db%8c%da%a9-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c
با این توصیف هایی که کردی به نظر آدم های بدی نمیان. شاید از رو پیری بی عقلی یه چیزی گفته. به دل نگیر ...

نه واقعا نمیرم اصلا نمیتونم الان گلوم انگار گرفته از دق 

بله من مادر خودمن باشه نمیرم چون بی اندازه دل نازکم و برام پیش اومده حتی پدرم شوخی کرده و من یک هفته ...

اخلاق بدی داری

دل نازکم چیه تو لوسی

همه ی ماها قابل احترامیم اما لوس نیستیم

بنده خدا پیره یه حرفی رو بی منظور زده.اصلا معلوم نیست تا کی زنده باشن!البته انشاالله که خدا بهشون عمرطولانی وسلامتی بده اما الان عمرا کوتاه شده

شماهم یکم خودتو اصلاح کن حتی باخوندنشم حس بدی نسبت بهت پیدا کردم.ادم سالم ونرمال هرحرفی رو به خودش نمیگیره واز هرحرفی بهم نمیریزه.اینجوری باشی تو زندگیت خیلی اذیت میشی.سعی کن قوی باشی

فرق حرف بامنظور و حرف بی منظور رو هم بفهمی.این بحث انقدر ناراحتی نداشت.

باباحوصله داری اوقات خودتوتلخ میکنی. باخودت بگوچه بهترکه نمیان خونه پسر. خیلی هم کیف میده شمابریداونجا دیگه ازدهنش پریده بخداوقتی داشته جواب پسرش میداده یادش نبوده عروسه حاضره ناراحت میشه

توکل برخدا
ب نظر من ک چیز خاصی نگفته منظورش شخص مخصوصی نبوده  همه رو گفته  ب نظرم ب طعنه و متلک نگف ...

کار خیر هیچ کس غیر از بی ارزش کردن و سبک کردن جیزی نداره چه برسه آخرت 

بخدا دور باشی و هفته یا بار بیای یه چای بخوری استکانتم جم کنی براشون خیلی بیشتر احترامت دارن تا من که همیشه بودم 

[QUOTE=303282829]اخلاق بدی داری دل نازکم چیه تو لوسی همه ی ماها قابل احترامیم اما لوس نیستیم بنده خدا پیره یه حرفی ...[/QUOTE 

منم از خوندن متن شما فهمیدم زیاد با حرفاتون دل شکستن 

بعد الان شما نیگید این چرا قضاوت کرد اون مگه میشناسه منو 

بله این دقیقا همین حسه 

ا نبودی جای من اینا از اول ازدواج من خیلی بلا سرم آوردن و در کنارش اینجوری بودن پس دلیل نمیشه روی اون همه ب کاراشونو بدم. چه دعواها ننداختن 

من هیچی نگفتم که الان به گلوم رسیده بغض

در تانی احترام احترام می‌طلبه  

من میدونم منظور داره چون گلا اخلاقش تو دستمه این زن 

ممنون از کمکتون من دلم سبک تر شد و گزاشتم روی نادانی این زن که هر حرفی مکانی داره  اگرم حواسش نبوده فقطی دید من تو خودم رفتم میتونست یگه با تو نبودم 

من برای آرامش خودم یک هفته نمیرم 

[QUOTE=303282829]اخلاق بدی داری دل نازکم چیه تو لوسی همه ی ماها قابل احترامیم اما لوس نیستیم بنده خد ...

خوب اشتباه کردی هیچی نگفتی!وقتی بدی ای در حقت میشه همون موقع باید واکنش نشون بدی!واکنش منطقی

نه که جمع کنی بعد سر یه چیز الکی بگی دیگه جا ندارم.طبیعی هم هست جا نداشته باشی و یهو سرریز شه.اینم اشتباهه تو زندگی.درون خودتو پر از حس های منفی و بد میکنی تا وقتی دیگه سرریز شه!!!!!!!

الان شما قهر کنی یا نکنی نه به من چیزی اضافه میشه نه کم

و نه برام مهمه حتی زحمت تایپ رو هم به خودم دادم بلکه نظرم روت تاثیری بذاره

من سر چیزای الکی خودمو ناراحت نمیکنم و خواستم اینو ازت بخوام که اجازه نده هر کسی بهمت بریزه.درواقع خواستم بگم آرامشتو وابسته به حرفای بقیه نکن

هر حرفی که زده میشه منظوردار نیست اگرهم باشه منظورش شما نیستی اگر هم باشه ببین طرف ارزش داره بابتش ناراحت بشی یا نه

دقیقا یه دوست مثل شما دارم.تمام مدت در حال خودخوری از رفتار بقیه یا منظور پیدا کردنه.به خدا همسنیم.دوست دوران مدرسمه.اما انگار ۱۰ سال از من بزرگتره کاملا خودشو درگیر حرفها وکارهای بقیه میکنه و میگه زودرنجم.الانم که ازدواج کردیم شرایطش بدتر شده البته به تازگی بعد کلی اسیبی که به خودش زده پیش روانشناس میره.فقط وفقط چون حس کردم مثل دوستمی دلم خواست باهات صحبت کنم و ازت بخوام رو این زودرنجیت کار کنی وگرنه مثل بقیه تاپیک ها فقط میخوندم و رد میشدم

2790
2778
2791
2779
2792