امروز رفتیم نامه طلاق دادیم دادگاه تا یه هفته دیگ میریم محضر. خیلی دلم شکسته خیلییی پیر شدم کمرم شکست. ن از دلتنگی شوهرم بلکه دلم به خودم میسوزه ۷سال عمرم پاش گذاشتم تو سن ۲۲سالگی زندگیم داغون شد .من دیگ افتادم زمین بدجورم خوردم زمین کمرم شکست نمیتونم دیگ خودمو بسازم اونی که اونقد ادعای عاشقی میکرد حالا با خیانت پرتم کرد بیرون گفت ازت متنفرم عاشق یکی دیگ شدم جا باز کن میخام یکی دیگ بیارم جات هیییی دنیا حضانت دخترمم نمیده بهم . موقت تا ۷سالگی دستم. نمیدونم چجور میخام زندگی کنم قلبم تیک تیک شده
اول برای خودت بعد برای حاجت من اللهم صل علی محمد و آل محمد الهی آمین
دختر خدا رو شکر کن تا آخر عمر مجبور نیستی با این آدم زندگی کنی
خدا خیلی دوست داشت
مردی برای تمام فصول؛ الهامگرفته از شخصیت سر توماس مور. کسی که آرمانش را خودش انتخاب میکند و هیچ تهدید، وسوسه یا فشار اجتماعی او را از مسیرش منحرف نمیکند
شکست تلخه حق داری هیچ کس دوست نداره شکست بخوره اما اول جوونیته حتما از نوشروع میکنی فقط توروخدا این دفعه عجله نکن توانتخاب خیلی دقت کن و تا استقلال مالی پیدا نکردی ازدواج نکن به کسی هم زود دل نبند خودتو جمع و جور کن
کاش میشد از کسانی که مرده اند پرسید:آیا بالاخره رنج پایان یافت؟
من ۲۱ سالم بود جدا شدم الان روزی هزار بارررر خدا رو شکر می کنم،،البته بچه نداشتم،،امیدوارم یه روزی به حدی حالت خوب باشه که بگی خدایا شکرت که از زندگیم رفت بیرون،،الان این حالت عادی و حق داری.
هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....//خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//