2777
2789
عنوان

بدشانسی،درد ودل

112 بازدید | 12 پست

  خیلی دلم گرفته به هر در که میزنم بسته است ،😢 سه ساله ازدواج کردم هنوز نامزدم   از لحاظ مالی زیر صفریم  بردار شوهران حق شوهرمو خوردن  شوهرم  هر دوماه یه رو میاد از سر کار تو یه شهر غریب منم خونه پدرمم اونام اینقدر سر من منت می‌زارن که شب روز دارم گریه میکنم  حتی لوازم اولیه زندگی را ندارم که برم پیش شوهرم وبا اون زندگی کنم چون تو روستام حتا نمیتونم کار کنم  دلم میخواد برم پیش شوهرمو منم پا به پاش کار کنم  خیلی دلم شکسته هر چقدر دعا و نماز وچله میخونم بی فایده است  واقعا تحت فشارم به خدا اگه ترس از جهنم نبود تا الان خودمو کشته بودم خسته شدم از این همه بدبختی وبدبیاری تو رو خدا برام دعا کنید  تو این ماه عزیز ذحتما دعاتون در حقم میگیره ۲۸سالمه هیچوقت رنگ شادی تو زندگیم ندیدم تا زمانی که مجرد بودم دلم به این خوش بود ازدواج کنم خوشبخت میشم اما نشدم،😢

اسی شرمنده


 این پسره بایه دختره دوست بوده


بعد از من حس ششم خواست منم گفتم حس خوبی ندارم اونم با دختره بهم زد با من حرف عاشقانه میزد ولی من هیچی نمیگفتم امشب که فهمید حسی بهش ندارم گفت فردا به دختره میگم تو نشستی زیر پام و فقط میخواستی عذابم بدی


میتونن به جرم مزاحمت ازم شکایت کنن؟


یا اگر بلایی سرخودشون بیارن خانوادشون یا هرکی میتونن ازم شکایت کنن ؟من مجرم حساب میشم؟


توروخدا بگین

اسی شرمنده  این پسره بایه دختره دوست بوده بعد از من حس ششم خواست منم گفتم حس خوبی ندارم ...

عزیزم تو همه تاپیکا هستیا، نه هیچی نمیشه نگران نباش، استارتر اومده درد و دل کنه تو هم تو اون اوضاعش چه سوالی میپرسیا. 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خانوادت چشونه اخه!!!!! نمیبینن چه شرایطی دارین؟

 از بس فشار رومه بخدا این روزا همش سرم رو بالشته برای اینکه بدنم از این کرختی در بیاد یکم قهوه خریدم که کمتر بخوابم،😢 الان هم دارم با چشمای اشکی می‌نویسم  امروز مامانم میگه اون ۳۰تومنی که قهوه با بقیه وسایلا گرفتی را بهم بده 

اسی شرمنده  این پسره بایه دختره دوست بوده بعد از من حس ششم خواست منم گفتم حس خوبی ندارم ...

 برادر شوهرم ریختن سرمو وکتکم زدن پزشکی قانونی تایید کرد بازم دارن راست راست میگرد ن وقانون  هیچ کاری نکرد با این که کلی فحاشی کردن  اونوقت به خاطر یه حرفی که نمیشه ثابتش کرد و بدون مدرک از چه چیزیش می‌ترسی عزیزم

یعنی چی؟؟ مگه تو چی گفتی  تو جز این که حستو گفتی  چیز دیگه ای هم گفتی مثلا به دختره تهمت ...

نه فقط گفتم میخام از نی نی سایت برم حسی بهت ندارم وپرسیدم برای من دردسری نیست اونم گفت خیالت راحت وگور پدر من

میترسمدختره بلایی سرخودش آورده باشه یا پسره بیاره 


نه فقط گفتم میخام از نی نی سایت برم حسی بهت ندارم وپرسیدم برای من دردسری نیست اونم گفت خیالت راحت وگ ...

به نظر من چیز مهمی نیست که اینقدر خودتو درگیر کردی البته شاید من خوب متوجه حرفات نشدم عزیزم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108