2777
2789
عنوان

خسته شدم

| مشاهده متن کامل بحث + 68 بازدید | 35 پست

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

محدثه جان دختر من 5 ماه و نیمشه تا دوماه ونیم کولیک داشت تا صبح راهش میبردم بعد از اون رفلاکس لعنتی حالا هم تب و بیقراری برا دندون...... کاش خواهری مادری .... بود من یه دقیقه دراز میکشیدم خیلی بدقلقه به هزار روش متوسل میشم شیر بدم سب تا صبح هزارررررر بار غلت میزنه صافش میکنم دوشبه اصلا نخوابیدم .... دارم کم میارم البته همسرم کمک میکنه ولی زیاد نمیتونه خودسم کارش زیاده...
خدایا شششکر...
این راه راهی شده یعنی باید همش راهش ببرم منم بواسیر گرفتم بعد زایمان اون از اون ور وحشتناک درد میکنه این از این ور نق میزنه یه ور درسم یه ور اینکه تا میخوام یه تفریح برم همه میگن نرو بچت مریض میشه فلان . پوسیدم . از طرفی هم شوهرم خیلی کمک میکنه بهم ولی به خودم داره کم کم ایراد میگیره الکی و توجهش کم شده بهم . دو 3 هفتست میگن دلم بستنی میخواهد انگار نه انگار همش پشت گوش . میگم عاشورا بریم سمت مامانم این میگه نه بچه چشم میخوره میگم بریم بازار گل میگه نه اونوقت فردا کله سحر با پسر عمش قرار گذاشته بره بازار گل .
من دلداری دادن بلد نیستم اما یه تجربه دارم که شاید به دردت بخوره روی خودت کار کن که درونت به آرامش برسه تا بچه ات هم به آرامش برسه اگه شما مشوش و بی قرار باشی اون بچه هم ارام نمیشه از این چیزایی که اشاره کردی فقط درست میتونه افکارت رو به هم بریزه که اونم باید مدیریت کنی من سر بچه اولم خیلی اروم بودم و براش وقت میگذاشتم انواع لالایی انواع صداهاو توجهات به عکس العمل هاش همراه با کلی خنده اونم به طبع اروم بود برای دومی دانشجو شدم و توجهاتم به دومی کم بود اون هم احساس امنیت نمیکرد و دایم گریه تا اینکه کارامو مدیریت کردم و اوضاع من و بچه بهتر شد بچه ها از همون ابتدا درک دارن منم مثل شما از مادر دور بودم و تنها
2827
2791
2779
2792