منم مثل تو
ایقد خجالتی بودم و ساکت که بعضیا واقعا فک میکردن لال هستم
دفاع از خود ک هیچ حرف عادی هم نمیتونستم بزنم، تعریف عادی همنمیتونستم کنم، حتی سوال بقیه رو نمیتونستمدرست جواب بدم
الان خیلی بهتر شدم، نسبت به قبل عالی هستم اما هنوز چیزی نیستم که دلم میخاد و ضعف هایی دارم، مثلا تو جمع مهمونی صحبت میکنم اما نمیتونم تعریف کنم
بعضی از دلایلی ک اونجور بودم رو میگم ببین چقدش رو تو هم داری
اولین چیز ظاهر، لباس و وضعم جوری نبود که دلنشین باشه، این باعث میشد دلم بخاد دیده نشم، یا مثلا عادی بود و کششی در من ایجاد نمیکرد ک دیده بشم، اما ظاهرم رو ک خوب کردم، چن جا میرم از تیپم تعریف میکنن انگار بیشتر دوست دارم تو جمع باشم
یکی اینکه میترسیدم حرفی بزنم که مسخره باشه، ساده لوحانه باشه، نشون بده هیچ اطلاعی از اطرافم ندارم و ... اما دقت ک کردم زیادی رو این موضوع حساسم بقیه هم گاهی چرت میگن تپق میزنن حرف بی معنی میزنن که این حرف های الکیشون بین صدتا حرف خوبشون گم میشه، من نمیخاستم هیچ وقت حرفی بزنم ک اوکی نباشه
یکی دیگش اینکه زیاد تو جامعه وارد نمیشدم، دقت نمیکردم، مثلا کفش نمیخریدم یا شوتی میخریدم و به سایز و شماره و قیمت توجه نمیکردم این باعث میشد اطلاعاتم کم باشه و حرفی برا گفتن نداشته باشم، وقتی من هیچ وقت باشگاه نرفتم وقتی از رشته های باشگاهی هیچ خبری ندارم، وقتی هیچ رستورانی نمیرم هیچ پارکی نمیرم هیچ همایشی نمیرم و ... باعث میشه وقتی صحبت این چیزا میشه حرفی برا گفتن نداشته باشم، باید دید و شنید و فهمید و گفت
بعضیا هم میدونن اما نمیگن، چون میترسن بهشون توجه نشه، من خودم اگر حرفی میزدم میدیدم کسی توجه نکرد و ضایع شدم خییییلی ناراحت میشدم اما این عادیه، هر زمان ممکنه صحبتی کنیم ک کسی توجه نکنه نباید ب این دلیل صحبت نکنیم
یه مورد دیگه اینکه وقتی اسمت طور خاصی جا میفته مقابله باهاش سخته، مثلا فلانی هیچ وقت داد نمیزنه، اعتراض نمیکنه... بعد اگر بخای داد بزنی یا اعتراض کنی انگار ک میخای تابوشکنی کنی هنجارشکنی کنی و این خیلی سخته، برا بقیه راحته چون بارها انجام دادن اما اونی ک هیچ وقت نکرده حس میکنه همه میگن اوووهووو وااای نگا فلانی رو
باید کم کم ازین پیله بیای بیرون، مثلا با خودت بگی اگر گفتن فلان کارو کن فلان طور جواب میدم ک یه آمادگی ذهنی داشته باشی
اگر خیییلی ساکتی لازم نیس حتما بشی گل مجلس و خاطره های طولانی و خنده دار تعریف کنی، همون صحبت های ریز کوچولو بسه، عکس العمل نشون بده به محیط اطراف مثلا چقد گرمه مثلا زنجبیل خوشمزه هستا، و کلا جملات کوتاه
سوال ک میپرسن کوتاه جواب نده، هر چ میدونی بگو
و اینکه گاهی از اطرافیان سوال بپرس
همیشه با خودت بگو چطور اون روش میشه من روم نشه