2777
2789
عنوان

مرد یخ

200 بازدید | 7 پست

همسر من یکم تو ی رفتاراش انگار یخه کلا خونسرده 

نمیدونم چیکار کنم دیگه کلافه ام 

اومدم خونه مامانم از دیشب 

بهش پیام دادم تا دو سه صبح چت میکردیم آخرین پیامم جواب نداد فکر کردم خوابیده 

دوباره صبح زنگ زدم جواب داد گفت فلانی پشت خطه زنگ میزنم زنگ نزد 

خودم پیام دادم سین خورد ولی جواب ندادم 

دوباره عصری پیام دادم بعد دوساعت بعد از سین زدن پیام جواب داد 

امشب بهش اس ام اس دادم گفتم رفتارت بی احترامی تلقی میشه  گفت درگیر بودم 


کلا هر چی میگم هر رفتاری میکنم آنقدر آروم و ملو عه دیوونه میشم 

میگم بیا درمورد فلان چیز حرف بزنیم میگه باشه میشینه جلوم  ده تا کلمه من میگم اون یه کلمه میگه 


احساس میکنم رفتارش بی توجهی نمیدونم دیگه چطور برخورد کنم 

فکر نمیکنی یکم زیاده رویه مدام در حال زنگ و پیام دادنی مردا هم دوس ندارن زیاد بهشون بچسبی و پیگیر باشی بدتر فرار میکنن ازت

بعد نومیدی بسی امیدهاست                                                  از پس ظلمت بسی خورشیدهاست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

فکر نمیکنی یکم زیاده رویه مدام در حال زنگ و پیام دادنی مردا هم دوس ندارن زیاد بهشون بچسبی و پیگیر با ...

نه  همیشه اینجوری نیستم خیلی وقتا میاد خونه شام میخوریم دیگه حرفی زده نمیشه تا فردا شب دوباره از سر کار بیاد

این چند روز یه چیزی می‌خواستیم بخریم درگیر اون بودیم وگرنه در کل خیلی کم حرف می‌زنیم 

عین همسرمنه من دیگه بیتفاوت شدم بعده ۲۰ سال زندگی 

از همین که بی تفادت بشم برام مهم نباشه چیکار میکنه چه حرفی میزنه نمیزنه میترسم 

دختر عمه خودمم همینجوریه الان حدودا ۱۰ ساله ازدواج کردن ولی حتی تو جمع میبینیشون انگار باهم حرفی ندارن حتی میخواد شوهرش صدا بزنه یه سینی چایی ببره با دست اشاره میکنه میگه بیا چایی ببر ولی خواهر خودم چند ساله ازدواج کرده هیلی رابطمون خوب و گرنه 

از همین بی اهمیت شدن میترسم 

اون زندگی دیگه ارزش موندن نداره برام

شوهر منم تقریباً همینجوریه زیاد اهل حرف زدن نیست هنوزم از سرکار نیومده وقتی بیادم می‌خوابه ولی دوسش ...

ماام همو دوس داشتیم ازدواج کردیم  همه چی طبق خواست خودمون بود ولی چون حرف نمیزنه مشکلات حل نمیشن جمع میشه تو دلم یهو از یه جا دهن باز میکنم میشه جنگ و دعوا 

بهش میگم بیا حرف بزنیم حلش کنیم فقط میشینه گوش میده هیچ ری اکشنی نشون نمیده نه توضیح خاصی نه اینکه حل کنه مشکلو انگار برا دیوار گفتم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز