دوسه روزه اومدم خونه بابام از عید نیومدم بمونم یکی دوبار اومدم شام خوردیم رفتم شوهرم نمی مونه اینجا اصلا رفیق بازهم هست هر دفعه ما میایم با رفیق هاش میگرده سرد میشه با من دوروز اول زنگ میزد الان به زور جوابم میده میگم بیا دنبالمون هم میگه ببینم چی میشه این وسط گیر کردم از طرفی هم پدر مادرم و یه برادر کوچیکتر دارم دلشون میخواد با پسرم باشن اینم فورا خودشو میگیره یه جوری میشه شوهرم سر درد گرفتم الان به زور جوابمو داد