سلام به همه عزیزان الهی هیچوقت تو زندگیتون غم نداشته باشید من خیلی تنها هستم حالم خیلی بده دیروز خودکشی ناموفق داشتم دلم میخواد بمیرم ۳۰ تا قرص دیازپام خوردم ولی به لطف ۱۱۰ هنوز زندهام میخوام الان که همه خوابن خودمو خلاص کنم به نظرتون با چه چیز زود راحت میشم تو رو خدا کسی نصیحت نکنه من به آخر خط رسیدم بریدم اگه کسی راهکار داره بهم بگه
اصلا نمیدونم چجوری میتونید یه خودکشی فکر کنید تو این دنیای که پر از سورپرایز جدیده از کجا معلوم حالت خوب نشه اون روز خوب نیاد به قول معروف شاید تو کوچه شمام عروسی شد
ميدوني ارزوي من داشتن ي بچه هس؟ عاشق بچه ايم ولي هي سقط ميشن و غم دنيا رو دلم سنگيني ميكنه ولي هريار بلند ميشم و ادامه ميدم ب خودكشي فكر نكن عزيزم من جات نيستم قضاوتتم نميكنم اميدوارم مشكلت حل بشه و ارامش ب زندگيامون برگرده
منم همین شرایطو دارم حتی دلیل بیدار بودنمم مشغله فکریه ولی بچه چ گناهی کرده مطمئنا دلت نمیخواد بزرک ...
نه هیچ کس مثل من نیست میدونی تنها تنها باشی ولی خانواده داشته باشی یعنی چی میدونی دیروز که من خودکشی کردم حتی یه نفرشون زنگ نزدن حالمو بپرسن بابام گفته خدا کنه خبر مرگش رو واسم بیارن
سعی کن به خدا نزدیکتر بشی ، خودکشی از دلایل افسردگیه ، ایمانت رو بیشتر کن ، اگه ایمان داشته باشی هرچی خدا بخواد همون میشه ، دیگه مشکلاتت رو بزرگتر از خدات نمیبینی ، هر کاری میکنی خالص برای خدا باشه ، از هیچ کس توقع جبران نداشته باش ، بخاطر رضایت خدا از همسرت اطاعت کن و بخاطر رضای خدا به فرزندان و همسرت محبت کن ، اگه توقع نداشته باشی ناامید نمیشی ، ناامیدی افسردگی میاره و افسردگی خودکشی ، تویی که راحت با خودکشی از این دنیا و بچه هات دست میکشی ، پس چرا مشکلات این دنیا رو بزرگ میبینی ، دنیایی که خودش انقدر حقیر و کوچیکه مشکلاتش رو چرا بزرگتر میکنی تا از پا درت بیاره ، سعی کن زیبایی های دنیا رو ببینی ، برای هر چیز کوچکی شکر گزاری کن تا خدا بیشتر و بیشتر بهت بده ، خدا رو بزرگتر از دنیا و همه آدم هاش و مشکلاتت ببین ، انشاالله دنیات بهشت میشه
چیه خب ۲ تا اصلیشو بگو ببینم حق داری ۲ تا بچه یتیم کنی یا نه
چهار تا بچه دارم دوقلوهای دوسالانه توی شهر غریب تنهایی بزرگشون کردم بدونه هیچ کمکی شوهرم هر چی داشتیم داد خونه پدریش رو ساخت باباش بالا کشید ما موندیم وچهار تا بچه با کلی بدهکاری خانواده خودم شدید پسری هستن واصلا دختراشون رو حمایت نمیکنن بعد از سه ماه رفتم خونه بابام به خاطر اینکه دو قلوها اذیت میکنن داداشم از خونه بیرونمون کرد