اولا که اشکم درومد ن بخاطر مرگ ها
بخاطر رهایی ازااین غصه جان فرسا
دوما
میرم پسرمو میبوسم و بش میگم:خوب شدنتو ندیدم،ولی دیگه تحمل اینجور دیدنتوندارم.من رفتم توخوب شو مامانی
بعدم غسل میکنم،مامانمو میبوسم و بابام
همسرمم بعل میکنم و میمیرم
اونجا حداقل بخاطر کارا که کردم تنبیه میشم و علت تنبیهمم میدونم