کم اوردم دیگه الان سه چهار روزه با شوهرم قهریم، خیلی رفتار بدی داشت اون شب، کلی حرف بد زد داد زد حتی میخواست بیرونم کنه... ولی من نمیتونم تحمل کنم این وضعو میدونم پیامم بدم باز دعوا میکنم باهاش چون دلم صاف نمیشه باهاش، از یه طرفم میدونم اون هیچوقت نمیاد عذرخواهی کنه...
بر اساس موارد شما، مشخصه زندگیتون رو دوست دارید. بخاطر همین عرض کردم
زندگیمو دوست دارم ولی تا همین الانم زیادی کوتاه اومدم، بارها من جلو رفتم در صورتی که اون باید میومد بارها بدون عذرخواهی کوتاه اومدم ولی همه اینا رو قلبم سنگینی میکنه و تبدیل به کینه شده. یه مساله ای دوسال پیش بعد زایمانم اتفاق افتاد که شوهرم کامل پشت منو خالی کرد و حقو داد به مادرش، اصلا موقعیت منو در نظر نگرفت تو تموم این مدت من بهش فکر کردم و بارها اشک ریختم بارها با خودشم حرف زدم اگه یه بار کوتاه میومد میگفت میگفت ببخشید منم بی تقصیر نبودم منم دیگه بیخیال میشدم ولی هربار میگه تقصیر تو بود خوب کردم من تازه طلبکارم میشد