خواهش میکنم.ببین بچه هر جوری باشه شیرینه.رسالت من و شما هم مادریه.مادری هم سخته.هم شیرین.
من میفهمم گاهی چقدر با خودت کلنجار میری.منم مثل شما هستم.گاهی میترسم ازین که یه روزی پشیمون بشم چرا ۴ تا بچه اوردم.ولی در نهایت توکلم را دادم به خدای مهربونم و گفتم خدایا من واسه تو قدم برمیدارم و پا تو مسیری میذارم که تو برام خواستی تو هم خودت بهترینها را برام بچین.
من شاگرد اول دانشگاه بودم همونجا با همسرم ازدواج کردم.همه دوستام رفتن سرکا ولی من ترجیح دادم بمونم و دوتا دختر پشت سر هم به دنیا اومده ام را بزرگ کنم.همه افسوس میخوردن که چرا سر کار نرفتی.با این معدل و رشته و دانشگاه باید الان استخدام بودی و ...ولی برا من مهم بچه هام بودن.بعد ابنکه حدود۴ و ۵ سالشون بود استخدام شدم.تو بهترین وقت چون دیگه بچه ها بزرگتر شده بودن و نگهداریشون راحت بود.منظورم اینه درسته چند سال بیکار بودم اما یهو خدا خودش اینجوری برام چید.برا شما هم خمینه.صبر کن ببین خدا برات چه برنامه ای داره.انشالا که هر چی خیره پیش بیاد.