خانواده پسره راضی نبودن . پدرو مادرپسره راضی نبودن .عقدش و عردسیشم نیومدن . ایناهم محبور شدن همون لباس عروس و اتلیه برن جشنی نگرفتن فامیلا فقط عکساشونو دیدن و گلایه کردن ؛(
شفامو میخوام دعا کنید .اگه رفتید زیارتگاه دعا کنید . اگه خواستید زیارت عاشورا و دعای توسل یا حتی سوره حمد بخونید اسمم سمیرا .
جنگ صلح است..آزادی بردگیاست..نادانی تواناییاست " کتاب ۱۹۸۴_جورج اورول" مردم ترجیح میدهند دروغی را بپذیرند که باور های قبلی آن ها را تایید میکند تا واقعیتی که امنیت ذهنی را از آن بگیرد "استیون هاوکینگ" ...خووووووواهششش میکنم کتاب قلعه حیوانات رو بخونید باور کنید خیلی کوتاهه فقط بخونیید...
بله داشتیم. دختر فامیلمون یه بار نامزدش قبل عقد در حالی که همه خبر داشتن ، یهو غیب شده بود . دفعه بعد چشمش ترسیده بود تا عقد رسمی، به هیچ کس هیچی نگفته بودن. . البته اون عکس و و...جایی نذاشت . بعد عقد دیگه انگشتر دستش کرد و همه فهمیدیم
خدارامیشناسم ازشمابهتر/شماراازخدابهتر/خداازهرچه پنداری جداباشد/خداهرگزنمیخواهدخداباشد/نمی خواهدخدابازیچه دست شماباشد/که اوهرگزنمیخواهدچنین آیینه ای وحشت نماباشد