یکی تومحلمون بوده هرخواستگاری ک میومدواسه همسایه هاجلوشونومیگرفت میگفت خرابن وفلان پشیمونشون میکردتااینکه 35سالگی ب بدترین شکل توبیمارستان جون دادپوستش زخم های عجیبی دراومده بوداونم ی شبه هی تبش میرفت بالا حتی دکتراهم سردرنیاوردن از همسایه ها خواسته بودبرن حلالیت بخادازشون کسی نرفت