بچه هاامشب کوچمون110اومده بود بعد یه عده به بالا پشتبوم خونه ها نگاه میکردن دیدم یه آقایی با سرعت از رو پشتبوم همسایمون میرفت اونطرف بعدش بلافاصله از خونه پنج تا خانم میان بیرون سرووضعشون نگم پلیسه رفته بود جلوشونو گرفته بود ک اینجا چیکار میکردیم اونام با صدای بلند میگفتن خونه دوستمون بود اومده بودیم پیشش پلیسه به خانما اسرار میکرد ما نامحرمیم شما بیاین دستشون بگیرین سوار ماشین کنین آخه هیچکدومشون نمیرفتم سلیطهبازی در میاوردم هیچ خانمی حاظر به دخالت آخرش خودشون مجبور شدن یکیشون سوار کنن بقیاشون دوپا داشتن دوتا قرض گرفتن الفرار ماشینم رفتن دنبالشون
همسایمون میگفت دیوونمون کردن هر شب چندتا خانم با مرد میان خونشونم یه اتاق دارن آخه همه جلو همدیگه اینکاروو میکردن مگه چقدر یه زن میتونه خودشو اینقدر بیاره پایین ک این بشه منبع درآمد یا لذت به قیافشون نگاه میکردم اصلا بهشون نمیخورد ک همچین آدمایی باشن