چجوری میشه آدمی ک اونقد دوسم داشت ک حتی منو واسه دوستی نمیخاست یه راست خانواده اشو آورد جلو چجوری شد گ بعد اینک خانواده اش اومد گف خیلی راضی آن درست شب قبلی ک قرار بود فرداش زنگ بزنن وسط قشنگترین چتمون یهو رف ۳ ساعت بعد آن شد گف مامانش مرده اما بعد فهمیدم نمرده بعد فهمیدم اونا نخواستن بعدش بهم گف ک منو نمیتونه فراموش کنه اما هیچ جوره نمیتونیم بهم برسیم چجوری فراموش کنم بلاکم کرده چجوری از یادم بره یهو اونهمه علاقه چطور پر زد آدمی ک واسه دیدنم زیر پنجره اتاقم میومد الان حتی نمیتونم از پنجره نگاه کنم حالم خیلی بده
اذیت شو ولی تحمل کن،هیج وقت خودتو زوری به کسی که قدرتو نمیدونه تحمیل نکن،میگذره عزیزم
اخه چجوری من دارم میمیرم همه خانواده ام میدونسن یهو رفتنش باعث شد حس بدی دست بده اونا از هیچی خبر ندارن فک میکنن یه خاستگار معمولی منو نپسندید نمیدونن ک دلیلش تفاوت سطح مادی از نظر خانواده اش بوده حس بدی دارم خیلی بد