2777
2789
عنوان

داستان زندگیم..

172 بازدید | 7 پست

بابام چند هفته مهمونم بود .. قبلشم یروز درمیون میومد شوهرم تا جایی که میتونست عذت احترام میزاشت کلی احترام با اینکه بابام قبلا خیلییی بهش بدی کرد بی احترامی کرد . بابام از مامانم طلاق گرفته تو این ۳۳سال زندگی نتونسته یه ماشین بخره برای خودشو مامانم نتونسته یه خونه بگیره همششش حمایت داییام بوده.مامانمم ازین وضع و خیلی چیزای دیگ خسته شد طلاق گرفت .

.بابام تو مغازه میخوابید با اینکه کاناپه داشت دسشویی نداشت.منم خیلی غصه خوردم گفتم بریم بابارو بیاریم چند روز مهمونم باشه اما مثلاا از صبح بیدار میشد از وضع کاسبی مینالید تااااااا شب شوهرم میره سرکار زنگ میزد پیش اونم ناله میکرد باز شبم ک شوهرم میومد هی از وضع بد کاسبی میگفت با اینکه بازم خودش خیلییی اشتباها کرد تو کاسبیش همین حرفاش و اتفاقا باعث شد منو شوهرم نتونیم اصلا تو خونه پیشش حرف بزنیم چند روز پیش باشوهرم دعوام شد الکی بهش گیر دادم دلم از سمت بابام پر بود اما بگم داد بیداد کردیم نهههه فقط صبح براش قیافه گرفته بودم بعد سریع اشتی کردیم..دیروز خواهرم دعوتش کرد رفت اونجا خاهرم زنگ زد گفت زشت نیست شوهرت برای بابا قیافه میگیره ؟؟؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بقیه

دلم یه نارنگی پوست پوست شده ست هندونه سفیده،دلم چای سرد شده ست،ته دیگ سوخته ست،خورشت ته گرفته ست،دلم خرمالوی نارسه، لیمو شیرین تلخه،دلم ذوق کور شده ست،نمره ۹.۷۵عه دلم کفش سفید مورد علاقه گلی مه که گِلی شده دلم غروب جمعه ست... انگار بالش ندارم،انگار پیتزام سس نداره،انگار سیب زمینی سرخ کردم نمک نداره،انگار نور خورشید اتاقمو نمیگیره،انگار نوار کاستم رو دستگاه نمیخونه،انگار بهار نارنجام بو نمیدن انگار هدفون ام روشن میشه ولی صدایی ازش در نمیاد انگار نقاشیم رنگ نداره....

 من خشکم زد . بعد گفت اره بابا میگه فک میکنن نمیفهمم بخاطر من همش دعوا میکنن .بعد بش پیام دادم جمعه خانواده همسرم از شهرستان میخوان بیان .زنگ زد گفت اره منو پیچوندن نرم خونشون. اخه مرد حسابی شاید من نمیخام حرف زندگیم بیرون بیفته بدونن با شوهرم دعوا کردم .الانم رفته خونه خاهرم دامادمون باهاش میونش خوب نیس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   فرشته_خاطرات  |  11 ساعت پیش
توسط   dina2000  |  10 ساعت پیش