والا نقشی که عمو پورنگ تو زندگی من داشت عموهای واقعیم نداشتن 😂🤦
وَطَن جان🖤 خسته ام... پایانِ خوبِ داستانت کو؟ وطن! لبخندهای مردمِ شیرین زبانت کو؟ چه جوانانی! اسماعیل میبینی؟ چه جوانانی! بسیاری شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند...🖤
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یادمه از مدرسه میودم زمستون ۵ونیم هوا تاریک میشد سریع لباس هامو در میادردم یه پتو میاوردم زیر تلوزیون میحوابیدم با عشق عمو پورنگ نگاه میکردم یه دختر فاطیما هم پیشش بود