خواب دیدم مامانم آب ریخت تو یه ظرف خیلی بزرگ همینطور ک میریخت یهو شروع کرد به جوشیدن حالت گاز دار شد و بالا میومد مامانم جیغ زد نمیدونم چرا داره بالا میاد من نگاه میکردم چنبار تا حد سرریز بالا اومد و رفت پایین یه بار ک داشت میومد بالا من یه جیغ کشیدم مادربزرگمم یه جیغ همراه من کشید بابام یه سیلی به من یه سیلی به مادربزرگم زد که چرا جیغ میزنید من ک خیلی ناراحت شده بودم به بابام گفتم ازت متنفرم