من چند وقت پیش زایمان گردم و پاه قبلش برادرشوهدم رو که اومده بود شهرمون دعوت گردم و غاز و کای غذای خوشمزه درست گردم و پدیرایی کامل گردم.برادرشوهر شهر دیگه زندگی میکنه برا گرفتن یکسری برگه های کارهای اداری که از شوهر خواسته بود انجامش بده اومد دم در و بدون اینکه بپرسه خانمت زایمان کرد حالمونو بپرسه برگه ها رو گرفت و رفت...من بقدری گریه کردم که دیگه حالم بد شد..
اخه من که بهش بدی نکردم...چرا از آدم های اطرافم اینطور ضربه می خورم 😔