خوب آدم گاهی دچارش میشه ولی دنیا در واقعیت پست تر از اون چیزیه که آدم و مجبور به حسادت کنه!
سختی هایی که کشیدم باعث شد تا عزت نفس نداشتم بهم برگرده و قدر و ارزش خودم رو بیشتر بفهمم. سختی ها همیشه بد نیست گاهی آنقدر با یک ناراحتی خرد و ریز ریز میشی که انگار دوباره از تکه هات یک من جدید ساخته میشه اما این بار یک من قوی تر! محکم تر!
مثلا تو دلم میگفتم بقیه بچه ها خانواده دارن... مامان دارن... من ندارم و بیشتر حسرت بود، اما خب ب خاطر حسودی هیچوقت با بقیه بد رفتاری نکردم بیستر تو خودم ریختم
به نام خداوند رنگین کمان🌈 این اکانت از تاریخ 26/11/1401 دست منه و همه تاپیکارو گردن میگیرم...
حسود فقط زن دایی من ، کنار داییم روی تاب نشستم ، فکرم مشغول خواهر شیطونم بود ، یهو داییم در گوشم گفت زن داییت چرا این جور داره نگا میکنه ، این سن وقت حسودی کردن نیس. دیدم یه جوری چپ چپ داره نگام میکنه انگار منو زاییده .🤦🏻♂️ نه تنها از تاب پاشدم بلکه حیاط رو هم ترک کردم رفتم خونه