الان خونه براذرشوهرم بودیم کوچیکتره . مامان شوهرم کمکش میکرد میخندید باهاش حرف میزد بااینکه جاریم اصلا سه سال ازدواج کرده من سه جمله نشنیدم فقط ساکته . بفرما و بردارید کلماتش بوده حتی با مادرشوهرم . منکه برای مادرسوعرم مثل دختر نداشتش رفتار کردم وقتی میاد خونه من ساکت هیچی نمیگه حتی چادرشم در نمیاره . نوه بزرگش دختره همیشه میره میارتش زنگ میزنع ولی برای پسر چهار ساله م اصلااااااا. فقط وقتی مازو میبینه جلوی شوهرم بهش محبت میکنه