2777
2789
عنوان

شرط برگشتم بخشش مهریه هست…

506 بازدید | 23 پست

بچه ها شوهرم خیلی عالیه…خوب،مودب،سر به زیر،سرتایم میاد خونه و میره،اهل دود و دم نیست،خوش چهره و خوش لباسه،تحصیل کردست و اینو بگم که ارزوی خیلی دخترهای جوونه…

اما مشکل صد زندگی من بی اعتمادیشه….به هیچ عنوان بهم اعتماد نداره با اینکه چیزی ازم ندیده که دال بر بی اعتمادی باشه….

انقدری بی اعتماده که از ۴سال پیش یعنی بعد عروسیمون شروع کرد اموالشو زد همرو به نام مادر و خواهرش…همش ترس مهریه داشت و یکی دوبارم بهم گفته بود که اگه مهریه نبود جدا میشدم….

من دوسش دارم اما از بی اعتمادی و سردیش بعد ۵سال به ستوه اومدم و اومدم خونه پدرم…

هنوزم دوسش دارم….اما من میگم مشکلم با تو سردی و بی اعتمادیته….اون میگه مهرتو ببخش و برگرد

من میگم که مشکل من که مالی نیست میگی ببخش….از وقتی دو ماه اومدم دنبالم نیومده

و وقتی پدرم صحبت کرد و بابت مهریه توافق کردیم خیلی خوشحال شد…

اینم بگم که از لحاظ ظاهری و قیافه خیلی بهم می اومدیم…دلم داره میترکه….خانوادم میگن که به پدرت گفته که من بعد عروسی نمیخواستمش و می خواستم تموم کنم اما دلم براش سوخت….وقتی این حرف رو شنیدم از ته قلبم سوختم که همچین تفکری در موردم داشته….

میشه چیزی بگید که اروم بشم و منطقی به نظر بیاد!!!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وقتی بعد عروسی اون حرفو زده و ی جوری مالشو بین بقیه پخش کرده و برا تو چیزی نذاشته و مهرتم نمیخواد بد ...

متاسفانه واقعیت همینطوره که میگین😩

تو این ۵سال هم مستقیم نگفت بهم برو

اما انقدری باهام سرد بود که منی که زندگیمو دوست داشتم خودم چمدون بستم و اومدم خونه پدرم🥺🥺

:/ واقعا خودت جواب خودتو نمیدونی چرا خودتو لایق تحقیر شدن میدونی بخاطر ی دوست داشتن ؟؟؟😐

درسته😔

مشکل من دوست داشتنش بود….همین….وگرنه یک روزم تو اون خونه نمیموندم….

دلم همش میخواد گولم بزنه که نه اونم دوستت داشت….

اما خب سخته….همه بهم میگن دختر قوی ای هستی….اما باز خیلی ناراحتم….میدونم گذر زمان اوکی میکنه همه چیزو…

آخه اگه کسی واقعا بخواد به خاطر ترس از مهریه میگه نمیخوام بعدشم خودش به وضوح گفته بعد از عروسی گفته نمیخواد و فقط دلش برات سوخته

به نظرم مشکل مهریه نیست از جای دیگه هست

تهش هیچی نیست باور کن....
عزیزم مشکل ایشون بی اعتمادی نیست مشکلش اینه که شما رو نمیخواد و از اونورم از مهریه میترسه، منتظره که ...

کارهای توافق انجام شده و تا دوماه دیگه جدا میشیم…

متاسفانه همینطوره….اما مدام ذهن و دلم داره منو گول میزنه…بیشتر از دست خودم خسته شدم که داره منو گول میزنه که از واقعیت دورم کنه🥺🥺

درسته😔 مشکل من دوست داشتنش بود….همین….وگرنه یک روزم تو اون خونه نمیموندم…. دلم همش میخواد گولم بز ...

تمومش کن بره

مهریتم بزار اجرا از حلقومش بکش بیرون


گذر زمان عمر تورم میبره

ب فکر زندگی جدید باش

آخه اگه کسی واقعا بخواد به خاطر ترس از مهریه میگه نمیخوام بعدشم خودش به وضوح گفته بعد از عروسی گفته ...

مشکل دقیقا سر مهریه بود…

همیشه از اینکه بخواد بهم پول بده ناراحت بود…

یه بار با مشاوره حرف زدم..گفت برای اینکه سردی رابطتون گرفته شه از اینده حرف بزنین از چیزهای مشترک ایندتون..

بهش گفتم تو که خودت تو املاکی اگه زمینی پا داد قیمتش مناسب بود بگیر،خونمون رو بفروشیم تو اون زمین باهم خونه بسازیم…

برگشته بهم میگه بسازم که تو بخوری و استفادش رو بکنی؟؟

یا مثلا میگفت تو مثل مگس دور شیرینی میمونی….

درصورتیکه از لحاظ مالی کاملا متوسط بود

نکن این کارو 

اگه همه چیزو زده ب نام بقیه حالا هم میگه مهرتو ببخش، بعدم میگه نمیخامت دلم سوخته ، ببخشید ها اووووج حماقته برگردی 

فردا هم با یه تیپا پرتت میکنه بیرون 

وایسا محکم بگو مهرمو بده طلاقم میخام تو باید واسه اون قیافه بگیری نه اون واسه تو 

ب پدرت گفته نمیخاستمش، بعد تو میخای برگزدی؟! پدر مادرت این اجازه رو میدن بهت ؟!

2790
2778
2791
2779
2792