من ۲۰ سالمه ی پسر یک ساله دارم شوهرم معتاده بچه و میزنه دست به زن داره اخلاقشم ک صفره کل ماه دو کلمه حرف نمیزنه همش اخمو و بداخلاق و غر غر و و اینکه ما تو سه چهار ماه یبارم رابطه نداریم فقط تو خونه زندگی میکنیم از الان زندگیم این باشه وای به حال ۱۰ یا ۱۵ سال دیگ حالا هم میخام قهر کنم مامانم اینا هم امروز میخان برن اهواز برای مسافرت و کار قهر کنم مجبورم برم منم باهاشون ولی قهر جدی یعنی تکلیفم روشن بشه چی کار کنم بنظرتون
به نظرم تا بچه زیر دستش اسیب ندیده یه فکر اساسی بکنید قهر کن بگو به شرطی بر میگردم که ترک کنی خدا نکرده ترک نکرد حضانت بچه با خودته خودتم که سنت کمه جوونیت رو پای ادم معتاد هدر نکن حیفه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بلاخره باید یه جا شوهرت به خودش بیاد اگرم نیومد ازش جدا شو اون بچه چه گناهی کرده زیر دست پدر معتاد بزرگ بشه خواهر منم به پای شوهر معتادش موند اخرم پسرش بزرگ شد بدتر از باباش شد بنده خدا شاید اگه تو شرایط بهتر بزرگ میشد الان زندگی بهتری داشت
خونواده هم پشتم نیستن نمیدونم سر دوراهی موندم الان حتی بهش پیام دادم میخام ول کنم برم اصلا جواب نداد ...
به نظر من سفت و سخت به خانوادت بگو اگه حمایتم نکید میرم یه جا خودم و گم و گور میکنم بلاخره از سنگ که نیستن اونا فکر میکنن بچه ای و داری زود تصمیم میگیری
وقتی جدا شدی سعی کن یه جا کار پیدا کنی خودت و سر گرم کنی میدونم حمایت خانواده رو نداشتن چقدر سخته 😔😔ولی باز کوتاه نیا و حرفت و محکم بزن بزار بدونن تو چه شرایط سختی هستی یا حدااقل از پدرشوهرت کمک بگیر چون معمولا پدرشوهرا طرف عروسن
به نظر من سفت و سخت به خانوادت بگو اگه حمایتم نکید میرم یه جا خودم و گم و گور میکنم بلاخره از سنگ که ...
بخدا خستم دیگ ۲۰ سالمه از دستش اندازه ی زن ۴۰ ساله کشیدم تمام چشام گود شده صورتم شده یذره افسردگی گرفتم از دست خونوادم یروز ک بحثمون شد به بابام گفت اصلا دخترتو نمیخام باز بابام گذاشتم سر خونمو رفت از سنگ بدترن