2777
2789
عنوان

یه سوال

124 بازدید | 7 پست

دیروز خالم اومد خونمون بعد پرسید خواب بودی منم نیم ساعت تازه بیدار شدم چشم خواب آلود بود گفتم نه

گفت آخه چشات اینطوریه و با صورتش حالت صورتمو نشون داد 

من گفت وا و ناراحت شد و با دست چپ دست داد بهم 

وسط حرفاشم درباره چادر ک صحبت می کردیم می گفت فلانی بالاخره یه روز از همین چادر بیشتر متنفر میشه و...

در حالیکه من چادریم و همیشه ام احترامشونو نگه می دارم نکرد منو استثنا کنه

الان ذهنم مشغوله

یعنی اولش ادامو در آورد؟ من بد گفتم اگه ناراحت شده چطور از دلش در بیارم 

خدا هست ، به خاطر ظهور امام زمان(ع) تلاش کنیم  در فضای مجازی و واقعی گناه نکنیم رفیق شهیدم حاج حمید سیاهکالی مرادی مدافع حرم حضرت زینب(س)

دوستان لطفا راهنمایی کنید

خدا هست ، به خاطر ظهور امام زمان(ع) تلاش کنیم  در فضای مجازی و واقعی گناه نکنیم رفیق شهیدم حاج حمید سیاهکالی مرادی مدافع حرم حضرت زینب(س)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ولش کن

نمی خوام دلخوری باشه بینمون

خدا هست ، به خاطر ظهور امام زمان(ع) تلاش کنیم  در فضای مجازی و واقعی گناه نکنیم رفیق شهیدم حاج حمید سیاهکالی مرادی مدافع حرم حضرت زینب(س)

ولش کن اصلا رفت آمد نکن باهاش

نمیشه اتفاقا نزدیکیم و مجردند خونه مادر بزرگمن

خدا هست ، به خاطر ظهور امام زمان(ع) تلاش کنیم  در فضای مجازی و واقعی گناه نکنیم رفیق شهیدم حاج حمید سیاهکالی مرادی مدافع حرم حضرت زینب(س)

حالا چیزی نگفتی که  یکم بگذره فراموش میکنه

انشالله ممنونم

خدا هست ، به خاطر ظهور امام زمان(ع) تلاش کنیم  در فضای مجازی و واقعی گناه نکنیم رفیق شهیدم حاج حمید سیاهکالی مرادی مدافع حرم حضرت زینب(س)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792