بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
۱۶ ساله ازدواج کردم ازدواج عاشقانه اگر مجرد بودم راضی تر بودم
فکر میکنی...
"هر کسی را ملاقات میکنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمیدانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاشها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلیها در این دسته جا میگیرند 😊
۲۴ ساله ازدواج کردم سنتی بود نه ابجی زندکیم یه جهنم واقعیه
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
در این دنیا همه چیز دست خود آدم است
حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس ..
آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند
می تواند آب ها را بخشکاند
می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد
آدمیزاد حکایتی است
می تواند همه جور حکایتی باشد
حکایت شیرین
حکایت تلخ
حکایت زشت ...
و حکایت پهلوانی ...
هفده ساله...سنتی..همسرم پنجاه درصد خوبی و پنجاه درصد بدی....فقط حسرت یه زندگی عاشقانه رو دارم..حس میکنم دوسش ندارم ..فقط عادت کردم بهش و اینکه چاره ای جز ادامه دادن ندارم...خیییییلی سخته..
در این دنیا همه چیز دست خود آدم است
حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس ..
آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند
می تواند آب ها را بخشکاند
می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد
آدمیزاد حکایتی است
می تواند همه جور حکایتی باشد
حکایت شیرین
حکایت تلخ
حکایت زشت ...
و حکایت پهلوانی ...