2777
2789
عنوان

متاهلا بیان

333 بازدید | 14 پست

خانوما شما به دخترای فامیل شوهرتون که حس می کنید از شوهرتون خوشش میومده یا منتظر چیزی ازطرف شوهرتون بوده چجور رفتار میکنید


من یه دونه دارم رو‌ مخمه هم سن شوهرمه از منم بدش میاد


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عادی

باهاش دوستم

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم

عادی

تاحالا رو چنین مسائلی دقیق نشدم😄

چرا تو کامنتا اکثرا دنبال چزوندن و سوزوندن و خرد کردن طرف هستن؟! اونم یه خانم بوده با احساسات خاص خودش. الان که همه این دخترا به قول خودشون رو یکی کراش زدن! طرف زن بگیره باید بسوزونه؟!

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

من ۱۸ سالمه 

تو فامیل اینطوری چند تا مورد هست 

وقتی ببینمشون اهمیت نمیدم بهشون همین ک با شوهرم مهربونم اون بهم محبت میکنه کلی میچزونتشون درضمن همین ک باهم ازدواج کردیم هم ثابت میکنه از حسادت بخوام نخوام میترکن

تا میتونی سعی کن شوهرتون رو جایی نبری که اون ادم اونجا هستش تا جایی که امکان داره نرین جایی که اون هست ولی اگه رفتی با احترام باهاش برخورد کنید در حد امکان سعی کنین ازش دوری کنین چون ممکنه با زیاد نزدیک شدن بین شما و شوهرتون جر و بحث ایجاد کنه اینجا ممکنه شما از روی عصبانت یه بی احترامی یا ... بکنید که خدایی نکرده شوهرتون فکر کنه که مشکل از شماست 

پس تا میتونی دوری کن و اگرم با هم برخورد داشتین محترمانه باشه 

شوهر شما اگر پایبند به شما باشه از اون ادم دوری میکنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792