مادذشوهرم برای دخترم و شوهرم لباس آورده بود اونا خوب بودن لباسی ک برام آورده بود اومدم خونه دیدم پاره بود سرشانش بعد به شوهرم گفتم گفت ولش کن منم گفتم همین یعنی چی بعد گفت چکارش کنم ببر دستمال کن
منم گفتم ببر بهش بده بگو پاره هم بوده چون یکبار دیگه هم قبلنا برای دخترم دمپایی گرفته بود رنگش رفته بود میدونستم مخصوصا اینو برام گذاشته
بعد رفت بود امروز داده بود گفته بود بهش پاره اس بهم زنگ زد من خواب بودم نفهمیدم ظهر گفت هیچی مامانم گفته اگر نمیپسنده یکی دیگه براش بخرم شوهر منم برداشته آورده من گفتم بری بهش بگی پاره بود بدی به خودش نخواستم برام بخره خیلی اعصابم بهم ریخته برداشته آورده بعدشم من اگر پسند نکرده بودم چرا باید پس میدادم یعنی به لباس پاره پسند کنم بعدش میخوان چیزی بخرن سوال میپرسن شوهرم خیلی خر تشریف داره قشنگ رفت منو ضایع کرد فقط از حرصم گفتم برو بهش بده وقتی دوباره میاری یعنی لیاقتم در همین حده باید راضی باشم باهاش دعوام شد آخه خیلی ناراحت شدم از حرکتش