2777
2789
عنوان

دارم میمیرم😔💔

239 بازدید | 8 پست

بیمازی اعصاب و افسردگی دارم 

فامیلای پدری از وقتی پدربزرگم فوت شده اذیتم میکنن خیلی😪

آزارم میدن با حرفاشون میدونن من افسردگی فصلیم شروع شده

تا وقتی پدربزرگم بود نمیذاشت کسی بهم چیزی بگه 

با اینکه بابامو از همه بچه هاش بیشتر دوست داشت میگفت تو رو از باباتم بیشتر دوست دارم چون شبیه مادرمی😔🙂

عمه هام اذیتم میکردن با اینکه سنش بالا بود سری پا میشد از روی تشک و پتو رو میکشید داد میزد به تک دخترم چیزی نگید ناراحت میشه 

چهل روزه که ندارمش 

اومدم توی اتاق دارم گریه میکنم دلم گرفته کاش زودتر بریم شهرمون 

برم دراز بکشم کنار قبرش مثل قدیما بغلش کنم یه دل سیر گریه کنم

همیشه که دلم می گرفت دستشو باز میکرد میرفتم سرمد میذاشتم روی دستش و اشک میرختم اونم گریه میکرد همراهم😭

دوست دارم از دست بچه هاش اولادش برم پیشش شکایت کنم 

انقدر محرم رازم بود عاشق شدم بهش گفتم😔

خدایا خودت هوای باباییمو داشته باش 

کسی نیست که دیگه پشتم باشه 

خدایا میدونستی من بعد اون کسیو ندارم ازم گرفتیش؟؟

💔🙂

﮼طُ‌دَرمـان‌ِزخم‌های‌ِوجود‌ِمَنـــی🙂♥️🫂دوستان کاربری از ۱۴ خرداد دست منه و تاپیکای قبلی مال من نیست😇💙
خدا رحمتشون کنه🖤😞

خیلی اذیت میشم😔

زورشون از این به بعد به دختر بابایی میرسه اذیتش میکنن

﮼طُ‌دَرمـان‌ِزخم‌های‌ِوجود‌ِمَنـــی🙂♥️🫂دوستان کاربری از ۱۴ خرداد دست منه و تاپیکای قبلی مال من نیست😇💙

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خوش بحالت ما با پدر بزرگ و مادربزرگ مون یه خیابون فاصله داشتیم یک شب بچه ها را دور هم جمع نکرد یه خاطره ازشون نداریم حتی شب یلدا 

تو مدرسه همه بچه ها میگفتن ما شب یلدا خونه مادر بزرگ و.. تو انشا مدرسه.... ما که اصلا حس بودن نبودنش نکردیم

🥲خب چرا اذیت میکنن

کلا با من و مامانم مشکل دارن 

بابامم که بدتر از اونا😔

خیلی محلشون می ذاره 

من چهار ماه در سال بابام اظطرابی میشه گوشه ی خونس و افسرده 

من ورمامانم کارای مردونه و محل کارشو انجام میدیم 

با اینکه خواهرا و مادرش میدونن مریضه یه زنگ نمیزنی حالشو بپرسن 

کافیه بره شهرستان بگن جون بهشون میده😔

خیلی اذیت میشم 

کاش باز آغوش گرم باباجونمو داشتم بعد ده دقیقه آروم میشدم

﮼طُ‌دَرمـان‌ِزخم‌های‌ِوجود‌ِمَنـــی🙂♥️🫂دوستان کاربری از ۱۴ خرداد دست منه و تاپیکای قبلی مال من نیست😇💙
خوش بحالت ما با پدر بزرگ و مادربزرگ مون یه خیابون فاصله داشتیم یک شب بچه ها را دور هم جمع نکرد یه خا ...

من ۶ ساعت فاصله دارم ولی عاشقش بودم 

میپرستیدمش 

انگار یه چیزی می پرسید میگفت شجاعی دلت پاکه مثل بقیه دخترا نیستی راستم میگفت🙃

همیشه میگفت نگاهت میکنم انگار مادرم رو به روم نشسته😔

ای خدا مردم انقدر بی صدا اشک ریختم

﮼طُ‌دَرمـان‌ِزخم‌های‌ِوجود‌ِمَنـــی🙂♥️🫂دوستان کاربری از ۱۴ خرداد دست منه و تاپیکای قبلی مال من نیست😇💙
کلا با من و مامانم مشکل دارن  بابامم که بدتر از اونا😔 خیلی محلشون می ذاره  من چهار ماه ...

قرآن بخون دلتو آروم میکنه غصه نخور اینا هم نتیجه کارشون میبینن.نمیدونم الان چی بگم که دلتو آروم کنه خدا بهت صبر بده😞🤍

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2847
2834
2835
2108