ميشه اينو بخوني
الان ميگه مهريت رو ببخش من چيكار كنم
دو سال عقد بوديم
از وقتي اومديم خونمون همش بهونه ميگيره
هنوز دخترم ، رفتم دكتر كه هم ترسم بريزه هم گواهي گرفتم
كلي بهتون بهم زِد كه قبل عقد بايد ميرفتي معاينه ، گزاشتي بعد عروسي رفتي كه يه وقت چيزي اگر بود ، منو توي عمل انجام شده بزاري
هرچي بهش ميگم من اگر ميخواستم اين كار رو كنم مجبورت ميكردم باهام رابطه برقرار كني ، نه كه عين اسكولا برم گواهي بگيرم
همه خوشحال ميشن زنشون دست نخورده باشه ، شوهر من عصباني شده
بعدشم گفت بايد مهريت رو ببخشي از ١١٤ به ١٤
هر روز توهين و تحقير ميكنه ، يه روز از مادرم گلايه ميكنه يه روز از برادرم ، يه روز از جهازم
در صورتي كه يه تخته فرش دستبافت جهازم ٧٥ ميليون بود فقط
جهاز بدي نيوردم
خانوادم از خانوادش سرن ،
به قران اينقد گريه كردم ، خودمو زدم نميدوني
چقد بابام گفت اين به دردت نميخوره من گفتم نه دوستش دارم
حالا با چه روييي برم بگم طلاق ميخوام