یه داداش دارم ۷ ۸ سال از خودم بزرگتره قبلا که مجرد بود خیلی باهم خوب بودیم برام خوراکی میگرف باهم فیلم میدیدیم حتی بعضی وقتا بغلم میکرد ولی تف توش عاشق شد چند وقت پیش عروسی کرد الانم هر دو هفته یبار با اون میاد خونمون اخلاقشم کامل عوض شده دیگه باهام خیلی حرف نمیزنه منم کلا همین یدونع داداشو داشتم دیگه هیچکی تو خونه نیست تنهایم تنهااا 😫
منم یدونه دارم چهار سال بزرگترها بسیار مهربونه و همبازی من بود و ازدواج کرد. منم تنها شدم تو خونه. ولی همین که با زنش خوشحاله برام کافیه و دعا میکنم خوشبخت باشن. چون اگر دور از جون زنش نباشه داداشم غصه میخوره. منم از دیدمشون کنار هم لذت میبرم. ماشا ٕالله به هر دوشون. تو زندگیشونم دخالت نمیکنم چون صلاح خودشونو بهتر میدونن. من با اطلاعات نصفه نیمه نباید تو روابط کامل کسی دخالت کنم. این روش دوست داشتن منه.