تو دبی داخل پاساژ گم شد کوچیک بود ۴ سالش هررچی میگشتیم نبود تا خود صب فکر کنم کل دبی رو گشتیم به پلیس اطلاع دادیم بعد یه روز یه مرد هندی تو پارک بیرون پاساژ پیداش میکنه تحویل پلیس میده یعنی داداشم یه شب کامل تو پارک بود وختی پیداش کردیم کبوود شده بود از ترس😭😭
برایه هیچ چیزی بیشتر از دو بار اشک نریز چون چشمات عادت میکنه♡هر طوری که خودت دوست داری زندگی کن خودتو دوست داشته باش